سفارش تبلیغ
تی شرت درخشان LED
این تیشرت دارای یک پنل LED است
که با صدای محیط به حرکت در می‌آید

ساعت سامورایی LED آبی
این ساعت مانند یک دستبند است که در زمان دلخواه ساعت آن ظاهر می شود.
تلویزیون دیجیتال
دریافت دیجیتال کانالهای تلویزیونی و ماهواره‌ای روی لپ‌تاپ و کامپیوتر
تلویزیون دیجیتال
*ازدواج سنت رسول الله است*
 تعداد کل بازدید : 3203

  بازدید امروز : 0

  بازدید دیروز : 0

*ازدواج سنت رسول الله است*

 
آنچه از کشتار برهد دیرتر پاید و بیشتر زاید . [نهج البلاغه]
 

نویسنده: 110 ::: پنج شنبه 25/8/85::: ساعت 2:50 صبح

بسم الله الرحمن الرحیم


 


 


 


با سلام ودرود بر محمد(ص) وخاندان پاکتر از پاکش


 


سلام و درود خدمت شما دوستداران وشیعیان امیرالمومنین


 


این بخش از مطالب ازدواج که از کتابی که تالیف دانشمند معظم آقای حاج شیخ علی قرنی گلپایگانی بوده بعد از تکمیل بخش مجامعت پایان یافته ووارد مطالبی جدیدی می شویم کتابی است به اسم ازدواج در اسلام تالیف حضرت آیت الله مشکینی وبا ترجمه آیت الله احمد جنتی چاپ ششم تاریخ نشرمرداد ماه 1366هجری شمسی است


 


.اینک می پردازیم به یک سوال از یک جوان که اکثر جوانان پاک ما دختروپسر فرقی نمی کند با آن مواجه هستند به نظرمن خوب آمد بخوانید شاید مشکل یکی از شما عزیزان باشد:


 


 


 


                                  خواهشمندم این درد دل حقیر را که درد دل یکى از دوستانم نیز شمرده مى‏شود بخوانید.
در بدو ورودم به دانشگاه براى ثبت نام با دخترى عجیب و باوقار برخورد کردم.
او مرا در انجام ثبت نام راهنمایى کرد و اتفاقاً در طول ترم نیز همکلاس من بود. او فکر مرا به خود مشغول کرده است. هر گاه وى را مى‏بینم، در دلم به حجاب و وقارش آفرین مى‏گویم هر چه مى‏خواهم به فکر او نباشم، نمى‏شود؛ حتى در خواب نیز گاه؛ او را مى‏بینم. گاهى اوقات در کلاس درس بدون اختیار نگاه‏هاى ما، چند لحظه به هم خیره مى‏ماند؛ اما نه من و نه او به خود اجازه نمى‏دهیم این نگاه‏ها رنگ گناه به خود بگیرد. من ارتباط غیر اخلاقى بااو ندارم؛ امّا فکرش رهایم نمى‏کند. لطفاً مرا راهنمایى کنید.
ع. ا. ن . باهنر کرمان‏

دوست عزیز!
تمایل به جنس مخالف، به ویژه در دوره نوجوانى و جوانى، به اوج مى‏رسد و این امرى طبیعى است؛ زیرا همه شرایط زیستى و روانى فراهم است. این تمایل در نیازهاى طبیعى و فطرى انسان ریشه دارد. بهترین کار پاسخ صحیح و به موقع به این نیاز است، یعنى ازدواج، و گرنه جوان یا دائماً تحت فشارهاى روانى و جنسى قرار مى‏گیرد و یا به گناه و آلودگى‏هاى غیر اخلاقى مبتلا مى‏شود؛ و در هر دو صورت خسارات جبران ناپذیرى مى‏بیند.
از آن جا که شاید سؤال شما براى بسیارى از جوانان مطرح باشد، با تفصیل بیش‏تر به آن مى‏پردازیم. ابتدا به نیازهاى انسان و زمان مناسب ارضاى آن‏ها اشاره مى‏شود سپس تحلیل روان شناختى مسأله و راهکارهاى تأمین نیازها یا به تأخیر اندختن آن‏ها ارائه مى‏گردد.

نیازهاى انسان
انسان با مجموعه‏اى از نیازها پا به عرصه وجود مى‏گذارد و رشد و شکوفایى‏اش نیز در گرو تأمین صحیح این نیازها است. به طور کلى نیازهاى انسان به دو دسته تقسیم مى‏شوند: نیازهاى روان شناختى مانند نیاز به محبت و نیازهاى فیزیولوژیکى یا زیستى مانند نیاز به آب و هوا و محیط مناسب براى زندگى و نیاز به ارضاى غریزه جنسى. روان شناسان معتقدند اگر این نیازها - با رعایت سلسله مراتبى که دارد - به موقع و درست تأمین شود، انسان به کمال مى‏رسد. آن‏ها اهداف و رفتار انسان‏ها را در همین راستا توجیه مى‏کنند و مى‏گویند بین نیازها و رفتارها و اهداف و انگیزه‏ها ارتباط وجود دارد؛ یعنى هدف رفتارى انسان در واقع تأمین نیازهاى او است. بیش‏تر این نیازها تا پایان عمر استمرار دارد و انسان تا پایان عمر به صورت مستقیم یا غیر مستقیم باید رفتارش را در راستاى تأمین این نیازها، تنظیم کند. البته در هر مرحله‏اى از مراحل زندگى یک یا چند مورد از این نیازها نمود بیش‏تر دارد؛ به عبارت دیگر، بیش‏تر رفتارها به تأمین آن نیاز معطوف است. نیاز جنسى که در دوره نوجوانى و جوانى به اوج مى‏رسد و از هر زمان دیگر بیش‏تر طالب ارضا است، در شمار این نیازها جاى دارد.
این نیاز را مى‏توان مانند برخى دیگر از نیازها به تأخیر انداخت؛ امّا باید توجه داشت که بهترین فصل تأمین آن دوره جوانى است؛ چنان که بهترین وقت استفاده از شیر مادر روزهاى اوّل زندگى کودک است.
از سوى دیگر، بهترین راه ارضاى این غریزه ازدواج است و تأخیر در آن ممکن است آفت هایى به دنبال داشته باشد.

تحلیل روان شناختى مسأله‏
دانشجوى عزیز شما نیز از آن‏چه بیان شد، مستثنا نیستید؛ یعنى نیازهایى دارید که باید ارضا شود. نیاز به جنس مخالف یکى از این نیازها است که دقیقاً روى رفتارهاى شما با جنس مخالف اثر مى‏گذارد و به رفتارهاتان جهت مى‏دهد. آنچه در روز ثبت نام براى شما اتفاق افتاد، فکر و ذهن شما را به خود مشغول ساخته و حتى خوابتان را تحت تأثیر قرار داده است، از این پس نیز ادامه پیدا خواهد کرد. حداقل یکى از مهم‏ترین انگیزه‏هایى که در پشت این پدیده نهفته است، تمایلات و نیازهاى جنسى است.
البته این سخن بدان معنا نیست که همه ارتباطات شما فقط و فقط انگیزه جنسى دارد؛ ولى مى‏توان نیاز جنسى و میل به جنس مخالف را از انگیزه‏هاى مهم و شاید مهم‏ترین انگیزه شما دانست.
همان طور که گفته شد، در هر مرحله‏اى از مراحل زندگى یکى از این نیازها نمود فزون‏تر مى‏یابد و سایر نیازها را تحت تأثیر قرار مى‏دهد؛ مثلاً وقتى انسان گرسنه است فعالیت‏هاى بسیار انجام مى‏دهد؛ اما بیش‏تر فعالیت‏هایش از آن نیاز متأثر است؛ یعنى مى‏خواهد هر چه زودتر به غذا برسد.
در دوره جوانى نیز، به دلیل تغییرات ویژه فیزیولوژیکى و روانى ترشح غدد جنسى افزایش فوق العاده مى‏یابد. عوامل بیرونى و تحریک کننده ترشح این غدد را فزونى مى‏بخشد و انقلابى درونى در انسان به وجود مى‏آورد. در این موقعیت، میل شدید به جنس مخالف بیش‏تر فعالیت‏هاى فرد را در خواب و بیدارى تحت تأثیر قرار مى‏دهد؛ یعنى بیش‏تر مشغولیات ذهنى جوان رنگ و بوى جنس مخالف مى‏دهد و تمام حواس وى در خصوص جنس مخالف تحریک پذیرى فوق العاده مى‏یابد؛ زیرا فریاد نیاز جنسى بیش از سایر نیازها بلند است.
در این مرحله، اگر فرد به هر دلیلى براى تأمین این نیاز مصداقى متناسب باذوق و سلیقه و باورهایش بیابد، از نظر روانى رابطه‏اى ناخودآگاه یا خودآگاه بین او و آن مصداق خارجى به وجود مى‏آید و فکرش را به خود مشغول مى‏کند.
البته تا این نیاز تأمین نشود، این ارتباط به صورت واقعى یا تخیلى بین او و آن فرد برقرار است. شما روزى که وارد دانشگاه شدید، با بسیارى چیزها براى نخستین بار برخورد داشتید، ولى همه آن‏ها را فراموش کردید و تنها یک مورد خواب و بیدارى تان را تحت تأثیر شدید قرار داده؛ به گونه‏اى که حتى نمره فلان امتحان را نیز از زبان او مى‏شنوید، این‏ها همه به خاطر یک مطلب است و آن این که حداقل این فرد یکى از افرادى است که مى‏تواند به آن نیاز عاطفى و جنسى - روانى شما پاسخ دهد.
البته انسان‏ها اگر ببیند رفتارشان با باورهاشان یا عرف جامعه منافات دارد، به صورت ناخودآگاه از مکانیزم‏هاى دفاعى استفاده مى‏کنند.
مکانیزم‏هاى دفاعى در واقع راهکارهایى است که انسان در شرایط خاص به طور ناخودآگاه براى توجیه رفتار خود به کار مى‏برد. یکى از این مکانیزم‏هاى دفاعى تصعید یا والایش است؛ یعنى توجیه رفتار به گونه‏اى که هم خود فرد را راضى کند و هم براى عرف جامعه قابل قبول باشد. به جاى استفاده از این مکانیزم‏هاى ناخودآگاه، بهتر است راه حل واقعى براى مسأله بیابیم.

راهکارهاى عملى حل مشکل‏
به نظر مى‏آید دو دسته راهکار براى کنترل و هدایت رفتارهاى شما و همه جوانانى که در این موقعیت قرار مى‏گیرند، وجود دارد: راهکارهاى ایجابى و راهکارهاى سلبى.

راهکارهاى ایجابى‏
بهترین و نزدیک‏ترین راه تأمین نیازهاى جنسى - روانى، پاسخ واقعى و به موقع است؛ یعنى فراهم ساختن زمینه ازدواج. مناسب‏ترین راه ارضاى غریزه جنسى و رهایى از تنهایى و دستیابى به آرامش روانى است. بنابراین، هر جوانى قبل از طغیان غرایز جنسى و افتادن در ورطه آلودگى و گناه یا مبتلا شدن به مشکلات روحى باید به فکر ازدواج باشد. با توجه به این که ازدواج یک فرایند است نه یک کار تک مرحله‏اى، انجام دادن آن به رغم این که بسیارى از جوانان آن را دست نایافتنى مى‏دانند - امرى قابل تحقق مى‏نماید. به این صورت که در بدو امر فردى مناسب را از طریق خانواده و افراد مجرب شناسایى کنند و با حذف بسیارى از خرج‏هاى بیهوده او را به عقد خود در آورند. مى‏توان عروسى را، بر اساس شرایط تحصیلى و توافقات خانوادگى، به تأخیر انداخت و از مزایاى دوران عقد بهره‏مند شد تا فرصت مناسب براى زندگى مشترک فراهم مى‏شود.
البته ممکن است طى این فرایند دشوارى‏هایى نیز داشته باشد؛ ولى شیرینى‏هاى دوران عقد و ازدواج از تحمل سختى‏ها به مراتب بیش‏تر است. رهایى از دام شیطان، رسیدن به آرامش روحى، تمرکز فکر و رفع نگرانى درباره آینده از مهم‏ترین مزایاى ازدواج است. اگر به هر دلیلى ازدواج ممکن نباشد، نوبت به راهکارهاى سلبى و مقابله‏اى مى‏رسد که مى‏توان با به کارگیرى آن‏ها هم ازدواج را براى مدتى به تأخیر اندخت هم شدت فشارهاى روحى و دغدغه‏هاى فکرى را کاهش داد.

راهکارهاى سلبى و مقابله‏اى‏
1.
کنترل نگاه؛ یعنى انسان به هیچ وجه اجازه ندهد عنان چشمانش به دست شیطان بیفتد؛ و به ویژه از نگاه به افرادى که به هر دلیلى مى‏خواهند توجه‏اش را جلب کنند، بپرهیزد.
2.
خلوت نکردن و نداشتن ارتباط کلامى، تلفنى یا مکاتبه‏اى با نامحرم.
3.
اجتناب از تنهایى.
4.
اجتناب از بیکارى، باید با برنامه ریزى صحیح همه وقت انسان پُر شود.
5.
شرکت پیوسته در ورزش‏هاى جمعى (روزى نیم تا یک ساعت)
6.
اهتمام به مسائل معنوى و دینى مانند نماز اول وقت، قرائت قرآن و دعاها و شرکت در مراسم مذهبى.
7.
اجتناب از معاشرت با افرادى که پیوسته از مسائل جنسى سخن مى‏گویند و دوستى با افراد متدین و با معنویت.
8.
ایجاد زمینه‏هاى فکرى و مطالعاتى به ویژه انجام دادن کارهاى تحقیقاتى متناسب با رشته تحصیلى.
9.
اجتناب از دیدن عکس و فیلم‏هاى مبتذل و تحریک کننده.
10.
نپوشیدن لباس‏هاى تنگ به ویژه لباسهاى زیر.
11.
کم خورى به ویژه‏در شب و اجتناب از خوردن غذاهایى مانند پیاز، فلفل، تخم مرغ و سیر که شهوت را تحریک مى‏کنند.
12.
حدود 20 دقیقه ورزش قبل از خوابیدن.
13.
اجتناب از دَمَر خوابیدن.
14.
دادن وعده‏هاى نیک به خویشتن، براى مثال باید با خود گفت: بعد از رفع موانع، در نخستین فرصت، ازدواج خواهم کرد.اکنون باید همه حواس خود را به کارهاى علمى و تحقیقى اختصاص دهم تا از فرصت جوانى براى پیشرفت علمى و کسب زندگى در راه خدا بهتر استفاده کنم.


 


مطلب از سایت    www.porseman.net


 


 


 


اقا یون وخانومهای پدر مادر اگر واقعا مسلمانی اگر واقعا دین داری اگر نداری به بچه هات علاقه مندی تروخدا عجله کنید وبرای ازدواج جوانانتان بازهم عجله کنید فردا دیر است به قرآن راست می گم حتی 1ساعت هم از دست ندهید سر صحبت من با همه است آقایونی که می خایید عروسی بچه بدبختتو در فلان سالن فلان جا با خرج کلان بدی اقایی که به پسرت می گی سربازی نرفتی آقایی که به پسرت میگی سواد نداری کار نداری خانومی که بیخود و بی جهت از ازدواج دخترت جلوگیری می کنی می گی درس داری من وقتشو بهتر می دونم خانومی که دختر پاک ومسلمانتو با حرکاتت وادار کردی چادرشو بزاره زمین آرایش کرده بیاد بیرون دنبال شوهر آقایی که بچه پاک ونجیب ومسجدیتو وادار کردی تو دانشگاه یا خیابان و یا ...... بیفته دنبال ناموس مردم آخه بدبختای از خدا بی خبر فکر خودتون باشید


 


ای مردم خیر از زندگیتون نمی بینید انقدر دل مهدی فاطمه رو نرجونید ای مادر ای پدر دختر یا پسرت 20ساله نشده به خاطر گناهاش دچار مرگ زود رس میشه جوون مرگ میشه انقدر دل مهدی فاطمه رو نرجون


 


ای آقای سرمایه داری که داری اسکناس انبار می کنی یه مقدار پولاتو خرج این جوونا کن به خدا میاد توی قبر کمکت فساد داره از سر روی این مملکت میره بالا


 


بیایید توقعاتو کم کنیم


 


ایمانمونو قوی کنیم


 


 


 


التماس دعا


 


خدانگه دارادامه مطلب...


 
نویسنده: 110 ::: پنج شنبه 25/8/85::: ساعت 2:50 صبح

سلام علیکم



 



خدمت شما دوست داران دین و قرآن و عترت و درود بر محمد مصطفی(ص) فرستاده خدا وخاندان پاکش ودرود بر روان پاک بنیان گذار انقلاب اسلامی حضرت ایت الله روح الله موسوی خمینی وولی امر مسلمین حضرت آیت الله عظمی سید علی خامنه ایی ودرود بر ارواح طیبه شهدا



 



وبلاگی که هم اکنون در دست احداث است به نام نکاح (ازدواج آداب عقد نکاح احادیث مربوط به آن و .....)



 



همینطور که بنده قبلا عرض نمودم بنده برای رضایت و دلخوشی مخلوق کاری نمی کنم و همه ازبرای دلخوشی رضایت خداوند متعال است امید است شما جوانان با خواندن این مطالب بار علمی شما افزون گردد و در راه خداوند به کار گرفته شود این را بدانید عمل بهترین چیز است که ثمره آن را خود شخص عمل کننده می بیند این وبلاگ هر هفته اگر عمری باقی ماند به روز می شود امید است با کنار گذاری توقعات بی جا از طرف جوانان و خانواده هایشان چه دختر و چه پسر با کنار زدن سنن غلط راهی به سوی پیوند مقدس ازدواج باز کنیم(زیرا دین اسلام دین رهبانیت و سختی نیست) که خدا از ما راضی باشد و سد محکمی برروی فساد و هرزگی و اعتیاد خانمانسوز بکشیم



 



امیدواریم برعکس نشود!



 



التماس دعا



 



در پناه خدا 


 
نویسنده: 110 ::: پنج شنبه 25/8/85::: ساعت 2:48 صبح

بسم الله الرحمن الرحیم


الحمدالله الذی احل النکاح بفضله وحرم الزنی والسفاح بعدله والصلوه والسلام علی خاتم انبیائه محمد وعلی اولاده واصحابه


راهنمای زناشوئی از نظر اسلام *


یا پیوند دوگل


این بخش شامل اطلاعات مفید در امر زناشویی وازدواج از نظر شارع مقدس اسلام می باشد


 


 


 


 


 


 


 


 


 


 


 


 


 


 


 


 


 


 


 


 


 


 


 


 


 


 


 


 


 


 


 


*در فضیلت ازدواج*


فصل اول در فضیلت ازدواج فصل دوم در مسائل مهمه ازدواج


فصل اول در فضیلت ازدواج


هرگاه ما توجهی به موجودات عالم نمائیم خواهیم دید که نرومادگی وتلاقی آنها بایکدیگروایجاد مثل در اثر تلاقی امریست بسیار واضح وحتی این موضوع را علوم امروزه با ادله وبراهین طبیعی بیان فرموده ودر قرآن کریم واخبار اهل بیت هم اشاره بر این موضوع شده مثلا در این آیه شریفه حضرت سبحان عزاسمه میفرماید ومن کل شِِی مخلقنازو جین لعلکم تذکرون یعنی:از هرچیزیرا ما نرو ماده وجفت قرار دادیم تا شاید موجب تذکر وتنبه شما گردد،وشی اسم عامی است که شامل جمیع موجودات علوی وسفلی وکوچک بزرگ می شود بنا براستفاده از آیه شریفه هرچه در عالم با و چیزگفته می شود باید نرو ماده باشد وعلقه زوجیت درما بین آنها حکم فرمائی کند اعم ازآنکه مادرک این نسبت را بین آنها بنمائیم یانه وهرگاه این معنی در جمیع ناموس طبیعت نافذ باشد و بدین وسیله آنها بمقامیکه استعداد آنها ست برسند اولاد آدم که اشرف موجودات عالم است بطریق اولی باید از برای رسیدن بمقامات عالیه و نجات از حضیض مقام حیوانیت این موضوع را اهمیت بدهد زیراایجاد بقاء عالم از بهر اوست و بقاء نسل اوهم آخرد نیا منوط برا ازدواج وتوالد و تناسل است و خود این معنی ما را متوجه بعظمت زناشویی می کند بعلاوه برآیات قران و روایاتیکه در این باب بما رسیده است که به بعضی از انها اشاره می نمائیم مثل قول تعالی:


وانکحواالایامی منکم والصالحین من عبادکم وامائکم ان یکونوا فقراءیغنهم الله من فضله والله واسع علیم


یعنی ازدواج کنید زنان را با مردان صالح و هرگاه آنها فقیرباشند به واسطه ازدواج و زناشویی خداوند آنها را ثروتمند و بی نیاز می کندو خداوند وسعت رزق عنایت کننده ودانای به اموربندگان خود میبوده باشد


و چون اغلب جوانانیکه زیر بار تزویج نمیروند بواسطه ترس از فقر و بیچارگی میباشد لذا خداوند از آنها جلوگیری نموده و آنها را دل گرم به ازدواج نموده که زناشویی موجب فقرنیست بلکه سبب ثروت و عزت میشود، و در وسائل از حضرت امام جعفر صادق(ع) روایت شده است:


طلب روزی نمائید بگرفتن زن پس هرکه ترک عیال گرفتن کند از ترس فقربه حضرت حق بدگمان گشته بعد ان جناب فرمودند:فراوانی روزی به داشتن عیال و اولاد می باشد


موئلف گوید:یکی از اشتباهات جوانان عصر ما این است خیال می کنند تاهل وگرفتن عیال سبب فقرو بیچارگی انسان میشود وحال آنکه نه چنین است بلکه با گرفتن زن صاحب خانه و زندگی شدن چنانچه در این حدیث شریف اشاره شده موجب وسبب پیدایش مال ثروت وغنی عزت است زیراجوانیکه که مجرد باشدو میخواهد بتنهائی زندگی نماید حال و حوصله آنکه در منزل خود طبخ غذا نماید ندارد وناچارباید سه وقت صبحانه ونهاروشام خود را در قهوه خانه ها وکافه رستوران بسر ببرد و


قطعا یک شبانه روزاو در این محافل از خرج یک هفته غذای خانوادگی دو نفری زیاد تر خواهد بود و مسلما غذائیکه د رخانه بدست عیال وهمسر مهربان باسلیقه طبخ می شود لذیذ تر و سالم تر خواهد بود از غذاهائیکه در مراکز عمومی بدست شاگردان لاابالی طبخ میگردد


ولذا در خارج هم ملاحظه می شود جوانیکه که زود عیال بگیرد علاوه بر آنکه یکعمردر کامرانی و خوشی زندگانی نموده بزودی صاحب خانه و زندگی مرتب می گردد زیرا مخارجات داخل خانه دیگر به او اجازه نمی دهد که عنایت و توجهی بطرف فضول معایش و خرجهای بیهوده نماید و ازدر آمد خودعلاوه برآنکه مخارجات خانه خویش را تامین میکند هر روز چیزی از لوازمات زندگی خود را می خرد پس از چند سال که گذشت خود را از همسایگان بی نیاز نموده و از اطراف دست احتیاج همسایگان از برای گرفتن اثاث زندگی بطرف او دراز می شود بخلاف جوان مجرد که در روز هرچه استفاده داشته باشد باید شبها درقهوه خانه هاو کافه ها خرج کند و پس از سی سال هنوز داری یک فرش کهنه هم نیست! بعلاوه برزندگی آلوده به هزاران ناملائمات که داشته است ببین تفاوت ره ازکجاست تا بکجا!.


ودر حدیث هم نقل شده که شخصی حضور پیغمبراکرم (ص)مشرف شد


و از فقر شکایت نمود حضرت از او پرسید عیال داری؟عرض کرد نه یا رسول الله فرمودند بهر وسیله میتوانی عیالی اختیارکن آنشخص هم بهر وسیله ایی بود عیال اختیار نمود کم کم زندگانی مرتبی پیداکرد و حضورحضرت رسول (ص) مشرف شد و داستان خویش را تذکر داد حضرت فرمودند یکدست نمیتواند چرخ زندگی را درگردش آورد و لکن هرگاه دودست موافق بهم داده شد مشکلات بزرگ حل می کنند.


ولذا بر پدران ومادرانیکه علاقه مند بفرزند خویش میباشند لازم است که حتی الامکان سعی و کوشش نمایند و زود فرزندان خویش را متاهل کنند وآنها هم قبول این معنی را بنمایند تا اینکه بدین وسیله سد محکمی در جلو مخارجات بیهوده آنها کشیده شود و خود را بعیش دنیا و سعادت آخرت موفق گردانید وملاحظه میشود از ائمه هدی (ع) بقدری در امر ازدواج مبالغه شده که در هیچ امری نشده باشد!


در وسائل از حضرت امام محمد باقر(ع) نقل شده که فرمودند:من دوست ندارم اینکه تمام دنیا از برای من باشد و شبی را بدون عیال بسر برم


اینها منافعی بود که از برکت ازدواج بر عالم مادی ودنیوی انسان می رسد و و اما منافع اخروی ازدواج:لاتعدولاتحصی وبس است در فضیلت آن حدیثی که قریب بتواتراز پیغمبراکرم (ص)نقل شده است:کسیکه عیال بگیرد نصف دین خود را از خطر حفظ فرموده پس از معاصی حق بپرهیزددر نصف دیگر،وحقیرمی گویم با مناظر شهوت انگیزوزنان مکشفه ایکه امروزه در مرای ومنظره جوانان عزب است تمام حفظ دین آنان منوط بر ازدواج وتاهل است وحقیقتا اگر پدرو مادر یا خود جوان علاقمند بحفظ دین و عدم آلودگی به امراض خانمانسوز باشند باید در اول بلوغ واهلیت ازدواج بهر وسیله ایی میشود عیال اختیار نمایند از برای فرزند خودکه اورادر مرام دیانت وحفظ عفت باصطلاح امروزه کنترل نمایند برای آنکه وضعیت کنونی مردان هفتاد ساله را نیز بخطر تهدید میکند تا چه رسد به جوان هجده ساله عزب و امر بی غیرتی ناموس بحدی رسیده که قلم از نوشتنش شرم دارد و حقیقتا غیرت ناموس زمان فعلی مارا با سی سال قبل که در نظر بگیریم مثل مقایسه وجود عدم است.


و از برای اثبات مدعای خویش نمونه ایی از ناموس پرستی و غیرت مردان سابق با غیرتی که هم اکنون مینویسم کرارا خود ملاحضه نمودم که هرگاه سابق میهمانی می خاست منزل کسی برود صاحب خانه ملاحضه مینمود وپیراهن عیالش را که شسته اند بر روی رجه در مقابل درب اطاق است دستور می داد ان را فورا اورا بردارندکه چشم میهمان از پشت شیشه به پیراهن عیال او بر روی رجه نیفتد ولکن امروزه هرگاه مهمانی خواسته باشد در منزل یکنفراز مردانیکه خود را روشن فکر و تحصیل کرده اروپا وبه اصطلاح مرد عصر موشک و فضا نورداست وارد شود باید پیش از آقای صاحب منزل خانم در جلو مهمان آیدو آقای صاحب خانه مهمان را ملاقات نماید والابر مهمان برخورد خواهد کردو برمی گردد. داستان کوچک قابل توجه یکی از رفقای بازاری برای حقیرنقل کرد که شخصی اهل تهران در اثر ارتباط کسبی با من رفاقت پیدا کرد و مکررا در منزل ما شام ونهار صرف می نمودوغلبا تذکر میداد که هرگاه تهران آمدید حتما باید شبی را در منزل بنده مهمان ما باشید تا اینکه تصادفا مسافرت به تهران کردم وشب را با آدرسی که از رفیقم داشتم درب منزل او آمدم چون زنگ خانه را زدم خانمی درعقب درآمد ومن از خود معرفی نمودم بفوریت درب خانه را باز کردو گفت بفرمائید بارها شوهرم ذکراوصاف حمیده شما را برایم نقل نموده وسفارش کرده که اگر روزی تشریف آوردید و خود درخانه نباشد شما منزل تشریف بیاورید تااطلاع دهم بیایند بفرماییدالساعه به اواطلاع میدهم من وارد خانه شدم دیدم خانمی نیمه عریان با سرباز در جلو من در آمدودست به من داد ومرسی گفت ومرا دراطاق مهمان خانه خود بردو از هرجهت از من پزیرائی نمود تا اینکه طولی نکشید تخته نرد دوگنجه آورد و از برای سرگرمی من شروع ببازی نمود ولکن من در عرق انعفال و شرمندگی فرورفته بودم ودر کار خود متحیرانه فکر می کردم که از شوهر او در این اثنا برسد و مرا با عیال خویش در این حال ببیند چه خواهد گفت؟تا اینکه پس از ساعتی صدای زنگ درب حیات بلند شد خانم گفت:شوهرم آمد و از برای باز کردن درب حیات رفت ولکن من بسیار ناراحت بودم چون خدا میداند این اول باریگرفتاری من بود واصلا بنده اطلاعی از تخته نرد ودوگنجه بازی نداشتم و هرگز دست به زن نامحرمی نداده بودم وبا اونشسته بودم ولذا از آمدن آنمرد در آنحال بسیار ناراحت گشتم ودر عرق انفعال غوطه ور گشتم تا اینکه بالاخره رفیقم از درب اطاق وارد گشت وخوش آمد گویی کرد و دست به من داد و در مقابل من برروی صندلی نشست وخانم اوهم با همان وضع نیم عریان در روی صندلی دیگری قرار گرفت ناگاه دیدم او تمامی قضایایی میان من و خودش اتفاق افتاده درکمال حریت وآزادی برای شوهرش تذکر داد دیدم رفیقم چند مرتبه به او مرسی گفت و سپس رو به من کرد وگفت فلانی از سعادت من آنستکه چنین خانمی نصیب من گشته که هرگاه که من در منزل نباشم وبر من مهمانی وارد شود از او بحنوی پزیرائی مینماید و او را سرگرم میکند که با اوبد نمی گذرد و من امشب زود بخانه آمدم والاگاهی بخانه آمدم که خانم با مهمان غذا خورده و خابیده اند و من حقیقتا از چنین خانمی که درب خانه مراباز دارد پوزش می طلبم فردا صبح که خاستم از منزل آنها بیرون روم بالصراحه به رفیقم گفتم رفیق قمی به درد شما نمی خورد رفیق تهرانی پیدا کن و دیگر مرا با تو رفاقتی نخواهد بود چون من را خانمی نیست که چون تودر منزل من آئی از تو پزیرائی کند در این داستان مختصرتامل نمائید تا اینکه بی غیرتی و بی ناموسی این زمان را با سی سال قبل که راضی نمی شدند چشم مهمان به پیراهن عیال آنها که در روی رجه پهن شده است بیفتد معلوم می شود،پس با چنین اوضاعی چگونه ایمان جوان عزب حفظ خواهد شد اگرسیل بی غیرتی ناموس وبی حجابی چند صباحی ادامه پیدا کند بر نودساله ها باید ترسید بلکه مردگان قبرستان نیز در خطرند


   جوان عزب یا که دوشیزه کیست          


   به حال نودساله هاباید گرسیت


                                *درمذمت عزوبت*


اخبار زیادی در مذمت عزوبت وزندگانی مجرد از طرف شارع مقدس اسلام بما رسیده در وسائل ازحضرت امام جعفر صادق (ع) نقل شده است که فرموده اند:اغلب آنهائی فردای قیامت بجهنم دچار می شوند آنهایی میباشند که در دنیا بتجرد وتنهائی بسر بردنده اند،


ونیزدر وسائل از پیغمبر اکرم (ص) نقل شده که فرمودند:بدترین مردگان شما کسانی میباشند که درحال عزوبت از دنیا رفته اند،


ودرحدیث دیگر از پیغمبراکرم (ص)نقل شده است که فرموده اند:بدترین شما کسانی هستند که درحال عزوبت بسرببرند،مولف گوید:چون عزوبت غالبا موجب آن می شود که صاحبش را در معاصی حضرت احدیت وارد می کند از این جهت از او با این مقدار در اخبار مذمت شده و به اصطلاح اهل علم طریقت از برای معاصی دارد نه آنکه موضوعیت داشته باشد ولذا اگر فرض نمائیم شخص با اینکه عزب است مرتکب هیچ یک از معاصی حضرت احدیت نگردد معلوم نیست گناهی کرده باشد و چون احکام روی موضوعات غالب می رود واغلب مجردین وعزاب مرتکب هزاران خلاف شرع میشوند از این جهت این اخبار بحنو اطلاق صادر گردیده،وهرگاه پدرو مادری در صورت قدرت مسامحه درامرازدواج پسر و دخترخود بنماید مسئول خواهند بود.چنانچه دروسائل از پیغمبر اکرم (ص)نقل شده است که آن بزرگوار فرمودند: کسی اولاد از پسر یا دختر بسن قابلیت ازدواج برسد وبا قدرت درازدواج آنها مسامحه نماید واز آن پسر دختر خلافت عصمتی صادر گردد پدرشریک درآن گناه می باشد، پس پدران توجه داشته باشند درتاهل اولادهای خویش مسامحه وکوتاهی نکنند وبواسطه تشریفات امروزه رفع ازاین وظیفه بزرگ ننمایند، ومرحوم صدوق درثواب الاعمال از حضرت امام جعفر صادق(ع) نقل می کند که فرمودند:شخصی حضور پدرم حضرت امام محمد باقر شرف یاب شد پدرم ازاو سوال کردند آیا عیال اختیار نموده ای عرض کردم نه یا بن رسول الله پدرم هفت دینار به او دادند وفرمودند با این وجه برای خود عیال اختیار کن بعد به او فرمودند:بدرستیکه دورکعت نمازیکه شخص با عیال بخواند بهتر است ازآنکه شخص عزب یک شب را بعبادت بسر برد وروز را روزه بگیرد، ونیز مرحوم صدوق ار قول امام جعفر صادق نقل می کنند که فرمودند:خداوند درروز قیامت به چهار طائفه از بندگان خود نظر محبت می فرمایند:اول کسیکه هرگاه جنسی را خرید یا فروخت طرف اوپشیمان شد اگر چه حق فسخ کردن وبهم زدن معامله را هم نداشته باشداوصرف نظر از آن معامله نماید ومعامله را فسخ کند دوم کسیکه بیچاره ای را دادرسی کند و اورا ازگرفتاری برهاند سوم کسیکه بنده ایی را در راه خدا آزاد کند چهارم کسیکه عیالی بشخص عزب تزویج نماید.


دفع وهم: مرحوم احمد بن فهد حلی درکتاب تخصیص خودحدیثی از ابن مسعود نقل می کند که او می گوید شنیدم از پیغمبراکرم (ص) که فرمودند:زود است که بیاد بر مردم زمانیکه دین کسی سالم نمی ماند مگر آنکه مانند شغال که بچه های خودرا بر میداردواز این سوراخ بسوراخ دیگری فرار می کند آنکس هم دست عیال و بچه های خودرا بگیردواز این قله کوه بقله دیگری فرار نماید در چنین زمانی عزوبت و نگرفتن عیال از برای امت من حلال می شود اصحاب عرض کردند مارا امر به تزویج می نمائید ودر باره آنها می فرمائید عزوبت و تجرد جانز است؟ !


فرمودند:آری درآن زمان مرد مرا پدرمادرشان بی دین مینمایند وهرکس را پدرومادرنباشد عیال اولاد اوهلاک می کنند وهرکس را عیال اولاد نباشد همسایگان و از رفقای او موجب هلاکت و بی دینی او میشوند.


اصحاب عرض کردند بچه سبب آنهازاهلاک مینماید پیغمبر اکرم (ص) فرمودند:درآن زمان اورا سرزنش بفقر وتهی دستی میکنند و از او تقاضاهائی مینمایند که از عهده انجام او بر نمی آید ولذا قدم در شغل حرام می گذارد و خود را هلاک می نماید برای آنکه می خواهد خواهش آنها را تامین نماید


 


 


 


 


                                   *در شرائط ازدواج*


                           دستورات ازدواج را مراعات نمائید


یکی از موضوعات بسیار مهمی که باید راجع به آن بحث مفصلی نمود وبا کمال احتیاط بطرف اوقدم برداشت مسئله ازدواج و زناشویی است زیرا معنای عقد بستن یک زن را از برای یک مرد گره زدن هفتاد سال طول عمر آنهاست بیکدیگر پس اگر تواصل و ازدواج آنها بنحوی شد که بایکدیگر با محبت و صمیمی گشتند در حقیقت در ظرف هفتاد سال دائما درعیش ونشاط وخوشی و کامرانی خواهند به سر برد اگرچه مرد روزها را بعمله گی ونوکری درنزد مردم و زن بکلفتی درب خانه این آن باشد زیرا صفای داخل خانه ومعاشقه آنها درشبها رفع خستگی آنانرا می نماید وروح نویدی درکالبد آنها دمیده می شود که روزگرچه از یکدیگر دورافتند ولکن ارتباط قلبیه آنها واتحاد معنوی آنانرا بهم نزدیک نگاه می دارد تا اینکه چون روز سپری گردد هریک هرکجا باشند در اثر اشتیاق بیکدیگربطرف آشیانه خویش ره سپار می گردند و چون بهم رسیدند چون جان گرامی یکدیگر را در بر می گیرند وبملاقات اولیه آنها رفع خستگی آنان میشود.


ولکن در مابین مرد و زنی صمیمیت و ارتباط قلبی نباشد درحالیکه در نزد هم نشسته باشند بچهره یکدیگر بنظر غضب بنگرند همان حین ملاقات آنها با یکدیگر سخت ترین عذاب روحی است ازبرای آنان واگر دربهترین زندگانیهای مدرن امروزه زندگانی نمایند دائما درغم اندوه و مصیبت بسر خواهند برد وهرگاه از خانه بیرون رفتند دیگر میل و رغبت بازگشت به طرف خانه را ندارند وتا کافه و قهوه خانه بازباشد آنان درگوشه آن نشسته اند وصحبت و رفاقت با بیگانگان را هزار بار بهتر از ملاقات با همسر خود میدانند و چون آخرین کسانی هستند که که از کافه ها و قهوه خانه ها بطرف خانه خویش رهسپار می شوند بهر قدم که به خانه خود نزدیک می شوند بر غم و غصه آنها افزوده می شود تا اینکه شب را با چه حالی بسر برده صبح بدمد وراه آشتی با بیگانگان برروی آنها باز شود از خانه بیرون روند وخود را از حبس انفرادی نجات دهند پس کسیکه می خواهد عمر عزیز خود را در اول جوانی با دیگری عقد و گره زند لازم است دستوراتیکه بنحو اختصار در این وجیزه نوشته می شود رعایت نماید تا اینکه شاید بعیش دائم و نشاط همیشگی خود را برساند و ازگرفتاری یک عمر و نکبت دائمی خویش را برهاند، ولذا در وسائل از حضرت امام رضا (ع) نقل شده که فرمودند:زن قلاده میباشد که میخواهی بگردن خویش افکنی پس تامل کن به ببین کجا خودرا قلاده می کنی و باز فرمودند از برای زنان قیمتی نیست زیرا خوبان آنها از طلا و نقره زیاد تر ارزش دارند و بد آنها از خاک پست تر میباشند پس خوبان آنان را از خوبی نمیشود قیمتی برایشان معلوم کرد و بدانشان از بدی قیمت ندارند ونیز در حدیث نقل شده است پیغمبر اکرم (ص) غالبا در قنوت نماز خود این آیه شریفه را می خواندند:پروردگارا بما خیر دنیا و آخرت را عنایت فرما و از عذاب جهنم در پناه خویش حفظ کن چون از آن حضرت پرسیدند خوبی دنیا و آخرت در چیست؟ فرمودند در آنکه نصیب انسان زن صالحه گردد و به ما به دستوراتیکه داده شده از برای بدست آوردن زن صالحه بنحو اختصار نقل می کنیم و امید است هرکس این دستورات را رعایت کند به مقصود خویش نائل گردد:


                          از کدام زنان بپرهیزیم


اول آنکه از خانواده های پست و بد سابقه زن نگیرد زیرا دروسائل از حضرت رسول اکرم (ص) نقل شده است که فرمودند:ای مردم بپرهیزید ازآنکه از مزبله گل بچینید اصحاب مراد آنجناب را ندانسته اند وچون سوال کردند فرمودند:زن خوش صورت از خانواده پست مثل چیدن سبزی از کنار مزبله (فاضل آب)میباشد و چون آن دختر در دامن محبت آنها پرورش پیدا کرده قطعا از اخلاق رذیله آنها اکتساب نموده است وهم افق با آنها گشته است.


                             به کدام زن میل نشان دهیم


دوم اینکه تا ممکن است دختر با کره بگیرید زیرا منظوراز ازدواج دوچیز است یکی التذاذ بردن در امر زناشوئی والبته این معنی از باکره بهتر محقق می شود،دوم پیداکردن اولاد که ثمره وجود انسان است و ارزش هرنهالی به میوه او است و این معنی هم از باکره بهتر حاصل می گردد و ممکن است زیادتر از اولاد به وجود آید، دروسائل نیز از حضرت رسول اکرم (ص)نقل شده که فرمودند:زنان باکره ایی که میزایند اختیار نمائید وهرگز زنان خوش صورتیکه نازاد میباشند نگیرید بدرستیکه من بزیادی امتان خود در روز قیامت مباهات وفخریه میکنم مولف گوید:ممکن است دربعضی از موارد گرفتن زن ثیبه وبیوه وباکره فضیلت داشته باشد چنانچه در حدیث نقل شده که روزی حضرت رسول اکرم (ص)از جابربن عبدالله انصاری پرسیدند:چرا عیال بیوه اختیار نمودی؟عرض کرد در خانه چند خواهر داشتم میخاستم بهتر با آنها سلوک نماید حضرت اورا تحسین فرمودند ومرحبا گفتند.


وبا اینکه نعمت اولاد ازنظرپیغمبر(ص)با این اندازه با اهمیت وارزش است متاسفانه ابناء زمان ما از پیدایش اولاد جلوگیری می نمایند یا اینکه خدای نخاسته پس از انعقاد نطفه و حیات اولاد در رحم اورا سقط میکنند (وای براین مردم!!)وبچه بی گناهی را می کشند که علاوه بر گناه بزرگی که نموده اند باید دیه هم بدهند ، چنانچه درکتب فقهیه مفصلاذ ذکر شده است ودر مذمت زن نازاد مرحوم مجلسی نقل می کند که شخصی شرفیاب حضور مبارک پیغمبر اکرم (ص) گردید وعرض کرد من دختر عمویی دارم که از هر جهت آراسته و متدین است وفقط عیب اوآنستکه نمی زاید آیا اورا بگیرم؟ حضرت فرمودند نه مگر نمیدانی چون حضرت یوسف به برادر خویش بنیامین فرمود با فراق من چطور حاضر شدی عیال بگیری و با او کام رانی نمائی؟ عرض کردم پدرم مرا امر فرمود با این عمل که شاید گوینده لاااله الاالله از من به وجود آید.


                            چگونه زنی را بگیریم


سوم اینکه تا ممکن است عیال علویه وسیده بگیرید تا اینکه از حیث نسب از شجره طیبه پیغمبراسلام دوراست بسبب خود را نزدیک آنها گرداند وخود را محرم زهرا(ع)نماید،چنانچه در حدیث نقل شده که پیغمبراکرم (ص)فرمودند:هر نسب و دامادی در روز قیامت قطع میشود مگر نسب و دامادی من که هرکس بیکی از این دوراه بمن نسبت پیدا کرده باشد نسبت او درقیامت محفوظ خواهد ماند،ونیز در وسائل از پیغمبراکرم (ص)نقل شده که فرمودند:بهترین زنانیکه مردان اختیار می کنند زنان قریشی(سیده)می باشند بجهت آنکه آنها با اولادهای خود و شوهران خویش از دیگر زنان مهربان تر خواهند بود.


                                       هشدار


چهارم:اینکه زنی را فقط بخاطر مال یا جمال او نگیرد زیرا اگر زنی را که می گیرد هیچ عنایتی بدین وعفت او نداشته باشد و فقط منظور از ازدواج با او جمال یا مال او باشد از آن مال و جمال بهره ایی به او نخواهد رسید وحسرت آنها را به گورخواهد برد چنانچه در وسائل از حضرت رسول اکرم (ص) نقل شده که فرمودند:کسی زنی را بگیرد فقط از برای خوشگلی اوکه اگر خوش صورت نبود اورا نمی گرفت از جمال بهره نمیبرد و کسیکه زنی را فقط از برای مال او بگیرد که اگر مال نداشت اورا تزویج نمی کرد خداوند اورا با آن مال وزن واگذار می کند و کسی که خداوند اورا به غیر خود وا بگذارد هلاک خواهد شد.


پس بر شما باد آنکه زنان متدینه را ازدواج نمائید، ودرحدیث دیگر از امام جعفر صادق (ع)نقل شده که فرمودند:هرگاه زنی را برای دین او ازدواج نمودی خداوند جمال ومال هم بتوعنایت میفرماید.


                          اشتباهات غیر قابل جبران


مولف گوید:یکی از اشتباهات غیر قابل جبران که موجب گرفتاری دائمی انسان می شود آنستکه کسی زنی را ازدواج نماید که از حیث ثروت ودارائی براو مقدم باشد و خواسته باشدبا ثروت عیال خود دردنیا زندگانی نماید زیرا این زندگی از برای شخص با غیرت از مرگ بدتر خواهد بود و در تمام عمر شب روز باید نزد عیال خود شرمنده باشد و نتواند با او یک کلمه سخن بلند بگوید وهرچه از او سوء اخلاق ببیند تحمل نماید وحقا این زندگانی بسیار تلخ خواهد گذشت وشاید یک معنای کفو که درازدواج باید مراعات شود کفویت در ثروت و دارائی است بلکه اگر کسی خواسته باشد درتمام ایام ازدواج خود غصه خوراک و پوشاک عیال خود را نداشته باشد با پائین تر از خود در ثروت وصلت نماید تا آن زن چون به خانه شوهر می اید از هر جهت خانه و زندگی شوهر را بهتر از خانه پدر ببیند یعنی لباسی را که خانه شوهر می پوشیده بهتر از خانه پدر باشد این معنی قهرا اورا دل گرم بزندگانی شوهر نمایدوهمیشه شوهر در نظر او با عظمت جلوه خواهد کرد (البته این نکته را خاطر نشان شوم که انشالله اگر دین اخلاق و ارزشهای اسلامی در بین ما حاکم باشد نه سنن غلط این چیزها که کی پایین تره کی بالا تر کی ماله کجاست تاثیری در خوشبختی ندارد همانند زندگانی حضرت محمد مصطفی و حضرت خدیجه (س) این را بدانید که آیین ما آیین احمد (ص) است و آیین ایشان آیین خداست)


                                  مهریه یا صداق  


 


پنجم زنی را اختیار کنید که مهر او کم باشد زیرا در اخبار زنیکه که مهر او زیاد باشد مذمت شده است


در وسائل از پیغمبر اکرم (ص)نقل شده است که فرمودند:بهترین زنان امت من زنانی هستند که خوش صورت باشد و مهر آنها کم باشد،


                                     افکار غلط


وزیاد قرار دادن مهر عیال خطر بزرگی که دربین دارد آنستکه ممکن است بین آنها توافق و صمیمیت زناشوئی واقع نشود وهرگاه مهر عیال سنگین باشد انسان یا قدرت ندارد مهر اورا بدهد یا اینکه حاضر نمیشود اگر قدرت هم دارد مهر اورا رد نماید واورا طلاق دهد،یک عمر حاضر می شود در سخت ترین زندگی ها بسر برد و اورا طلاق ندهد بخلاف آنکه اگر مهر زن کم باشد هرگاه دید با اوسلوکش نمیشود اورا طلاق میدهد و مهر اورا رد می کند و خود و اورا از کسالت دائمی می رهاند بعلاوه راضی نمیشود که درفکر آن برآید که اصلا مهر عیال خویش را انکار نماید تا اینکه مبتلا به عقوباتی گردد که در اخبار بسیار به اواشاره شده و در سفینه البحاراز حضرت امام جعفر صادق (ع) نقل شده فرمودند:دزدان عالم سه طائفه اند کسیکه زکات مال خود را ندهد وکسیکه مهر عیال خویش را برخودحلال بداند و اورا ندهد وکسیکه چون پول از کسی قرض می کند قصد دادن اورا نداشته باشد ،ونیز از آن حضرت درحدیث دیگراز آنجناب نقل شده است که فرموده اند کسیکه مهرعیال خود را ندهد در حقیقت مثل آنستکه که با آن زن درتمام زناشوئی زنا کرده باشد و خوردن مهر زن از بزرگترین معاصی است و در روز قیامت خدا به او می فرماید من کنیز خود را بتو حلال کردم در عوض مهر او وچون مهر اورا ندادی مثل آنستکه با او زنا کرده باشی پس خداوند در عوض مهر آن زن عبادات شوهر را می گیرد و به آن زن می دهد وامر می کند تا اینکه آن مرد را بجهنم می افکنند


                                تصیح افکار عمومی


مولف گوید: گفته نشود که هرگاه مهر زن کم باشد امر طلاق درما بین مردم بسیار رائج می شود و بمجرد آنکه مختصر کسالتی بین زن ومرد اتفاق افتد منجر به طلاق خواهد شد زیرا گفته می شود اولا کسی که با مخارجات و تحمل هزاران مشقت عیالی اختیار نموده بزودی راضی نمی شود که از او رفع ید بنماید و دومرتبه خود را به زحمت عیال دیگری مبتلا گرداند.


وثانیا چون اولاد شرعا ملحق بپدر میباشد هرگاه خواسته باشد عیال خود را طلاق دهد مبتلا بسرپرستی ونوازش چند بچه بیمادر میگردد و این معنی گرفتاری سختی است که هرگز تا مرد مضطرنشود حاضر نخواهد شد خودرا به چنین گرفتاری مبتلا سازد و هرگاه به کسی مقداری سختی بگذرد که حاضر به این معنی باشد سزاوار نیست که راه فراری از برای او نباشد و تا اخر عمر در اثر سنگینی مهر عیالش نتواند خود را از گرفتاری نجات دهد.


                      *راه سبز خاستگاری*


آنکه هرگاه خواسته باشد زنی را ازدواج نماید اگربه توصیف کردن زنانیکه اورا دیده اندر رفع اشتباه او میشود و میداند که آن زن دارای چه اوصافی است بهمان توصیف آنها اکتفا نماید والا خود آن زن را ببیند نه از روی شهوت بلکه از روی اختبار یک نظر به او بنماید و صورت و موی او را ببیند تا اینکه دانسته اقدام به ازدواج او نماید و خود را ندانسته درچاه نیفکند چون عیال همسر یکعمر انسان است و هرگاه اورا ندیده ازدواج نماید ممکن است سبب یکعمر پشیمانی او گردد.


ودلالت براین معنی می کند اخبار زیادیکه در وسائل نقل شده و از محمد بن مسلم روایت شده که گفت:از حضرت امام محمد باقر (ع)پرسیدم من قصد دارم زنی را تزویج نمایم آیا جائز است به او نگاه کنم ؟آن حضرت فرمودند:آری تو آن زن را بقیمت گران میگری.


ونیز جمعی از اصحاب حضرت امام جعفر صادق(ع) از آن جناب روایت میکنند که ما از آن حضرت پرسیدیم هرگاه کسی خواسته باشد زنی را ازدواج نمیاد جائز است که به ائو نظر کند؟آن حضرت فرمودند:اشکالی نداردکه بصورت و خوبیهای آن زن نگاه کند هرگاه خواسته باشد اورا تزویج نماید .


ونیز از حضرت امام جعفر صادق (ع) سوال شد شخصی میخواهد زنی را تزویج کند آیا جائز است به او نگاه کند پیش از آنکه اورا تزویج نماید ؟ آنجناب فرمودند:آری به او نگاه کن بدون نظر چرا مال خود را به او بدهد ،


وهرگاه خود انسان بخواهد کسی را بگیرد و پدراو کسی دیگری را برای او در نظر داشته باشد در این صورت مخالفت میل پدر نما و هرکه را خود مائل است بگیرد زیرا پیغمبر اکرم (ص)در جواب این سوال فرمودند تو می خواهی با او عمرت بسر بری نه پدرت.


               در موقع مجامعت دستوراتی را


                      را مراعات نمائید        


ما بنحواختصاربه بعضی از دستورات اشاره می کنیم


 


اول: درحال حیض ونفاس با عیال خویش نزدیکی نکند والا علاوه بر آنکه این عمل بر مرد زن حرام است باید مرد کفاره بدهد وکفاره آن دراول ووسط آخر حیض فرق دارد پس اگر حیض ونفاس زن مثلا شش روز باشد و در دو روز اول این عمل اتفاق اقتاده بیفتد باید هیجده نخود طلا مسکوک کفاره بدهد واگر در دو روز وسط اتفاق افتد باید نه نخودطلا بدهد واگر در دوروزآخر اتفاق افتد باید چهار نخود ونیم طلا بدهد واگر وسیله خریداری طلا ندارد قیمت آن را هم بدهد کافی است ومصرف آن مطلقا فقرا ومساکینی میباشند وجنابت درحال حیض ونفاس جنابت از حرام است. وبنا بر فتوای آیت الله حکیم وآیت الله گلپایگانی عرق اوهم نجس است وپس از جنابت یا پیش از غسل کردن چه مرد چه زن هرچه عرق کنند بهرجای از بدن یا لباس آنها برسد حتی کلاه وجوراب نجس میشود وباید آنهارا تطهیر وآب کشید ولکن به فتوای آیت الله خمینی (ره)عرق آن پاک است ولکن نمیشود اگر آن عرق به لباس بمالد با او نماز خوانده ومثل اجزاء حیوانات غیر ماکول اللحم میباشد که پاک ولکن نماز با آنها باطل است.


دوم:مستحب است که در عروسی ولیمه بدهد ومومنین را اطعام کند چنانچه از پیغمبر اکرم (ص)نقل شده که فرمودند: یکی از اخلاق پیامبران آن بود که در موقع عروسی مومنین را اطعام مینمودند وباز پیغمبر اکرم (ص)فرمودند:ولیمه دادن نیست مگر در پنج جا درعروسی وپیدا کردن اولاد وختنه کردن اولاد وخریداری خانه ومراجعت از مکه معظمه.


مولف گوید: هان مباد آنکه جوانی تصور نماید درایام عروسی وگرفتن عیال کوچک ترین معاصی حضرت احدیت برانسان حلال می شود ومثلا درشب عروسی خوردن شراب وجلسه قمار یا انگشتر طلا دردست مرد کردن یا نگاه بغیراز عیال ومحارم خویش نمودن یا دست دادن بزن اجنبیه بر او حلال میشود حاشا وکلا اگر هزاران عروسی و مجالس انس وعیش توام با هم شود کوچک ترین معاصی برکسی حلال نخواهد گشت وگوش دادن به غناء (موسیقی وآواز خوانی) که همیشه حرام است در عروسی حلال نخواهد شد بلکه چون در عروسی شالوده زندگی یک عمر مرد و زن به ریخته می شود اگر خدای نخاسته در او شالوده معاصی حق ریخته شود ممکن است مورد غضب حضرت سبحان واقع گردد و از برای سکونت است وزنان را نیز خداوند از برای سکونت مردم آفریده است،پیغمبراکرم (ص) فرمودند: بیداری در شب روا نیست مگر درسه موضع:از برای خواندن قرآن ویاد گرفتن احکام شرعیه ووظائف دینیه وبردن عروس را بخانه داماد.


چهارم:در وقتیکه قمر در عقرب است عقد نخوانند والا خود عروسی عیبی ندارد چنانچه دروسائل از حضرت امام جعفر صادق نقل شده که فرمودند:یعنی کسیکه عیالی بگیرد درحالیکه قمر برج عقرب باشد هرگز از آن عروسی خوبی نخواهد دید، ودرهر برج وماهی تقریبا دوروز نصفی قمر در عقرب خواهد بود وهمچنین در محاق هر شهر که سه شبانه روز به اخر هر ماه باقی مانده باشد نیز عقد و ازدواج کراهت دارد زیرا در حدیث نقل شده که عقد و نزدیکی با عیال در محاق سبب آن میشود که اگر اولادی منعقد گردد آن بچه نرسیده ساقط گردد.


پنجم: آنکه با وضووارد حجله خانه شود ودورکعت نماز حاجت بخواند وهرحاجت که دارد از خداوند بخواهد و پس از آن بگوید (الهم بکلما تک استحللتها وبا ما نتک اخذ تها الهم اجعلها ولوداوودودا الهم ارزقنی الفها وودها ورضاها وارضنی بها واجمع بیننا با حسن اجتماع وصلی الله علی محمد وآل محمد)


وپس از آن باید طشتی در زیر دوپای عروس بگذارد و مقداری آب برروی پاهای او بریزد وآن آبیکه در طشت جمع شده درچهار گوشه وزاویه های خانه بریزد زیرا این عمل موجب آن میشود که پیغمبر اکرم (ص) فرمودند:خداوند هفتاد هزار قسم از فقر ازخانه تو بیرون میکند و هفتاد هزار قسم از برکت را درخانه تو وارد مینماید وهفتاد هزار قسم از رحمت بر سر عروس میریزد و عروس تا در آن خانه است از جنون وجذام وبرص محفوظ میماند


ششم:آنکه در مجامعت عجله نکند زیرا در وسائل از امام علی (ع) نقل شده که فرمودند:هرگاه کسی قصد مجامعت با عیال خویش را دارد پس عجله در آن امر نکند زیرا از برای زنان پیش از این عمل کارهائی است باید انجام دهند بلکه مستحب است قدری پیش ازعمل با عیال خویش بازی و ملاعبه نماید زیرا در وسائل از پیغمبر اکرم (ص) نقل شده که فرمودند:سه چیز از جفا است :اول: انکه با کسی رفاقت نمائی و از اسم وکنیه اوسوال نکنی دوم:انکه کسی را بخوردن طعامی دعوت کنند واجابت نکنند واگر اجابت کرد غذا نخورد واگر غذا خورد سیر نخورد


سوم:آنکه کسی پیش از ملاعبه وبازی با عیال خویش مجامعت نماید.


هفتم:با شکم پر مجامعت نکند زیرا ممکن است این عمل موجب وسبب امراض گوناگون گردد،چنانچه در وسائل از پیغمبر اکرم (ص)نقل شده که فرمودند:سه چیز موجب خرابی بدن میگردد اگر سبب قتل نشود اول با شکم پرحمام رفتن دوم با شکم پر جماع نمودن سوم زنان پیر و عجوزه را گرفتن .


هشتم:آنکه دروقت مجامعت بسم الله الرحمن الرحیم بگوید تا اینکه شیطان در نطفه اولاد شرکت نکند زیرا دراخبار زیاد نقل شده هرگاه کسی بدون بسم الله جماع نماید شیطان در آن عمل با اوشرکت می کند واگر نطفه ریخته شود بچه متکون گردد شیطان دراو شریک خواهد بود بلکه علاوه بر ان که بسم الله می گوید فکر خود را از غیر امورات شرعیه منصرف سازد زیرا باخبار وتجربه ثابت است که درحال انعقاد نطفه طفل وفرزند توجه پدربه هرچه باشد در نطفه اثرمی کند وآن توجه درسعادت وشقاوت طفل دخالت تامه دارد چنانچه مرحوم مجلسی نقل میفرماید که حضرت موسی بن عمران درسال دهمین شبانی خود درنزد حضرت شعیب ازاوتقاضای چند گوسفند کرد حضرت شعیب با اووعده داد امسال گوسفندان هر چه بره ابلق ودورنگ آوردند مال تو باشد چون این وعده را حضرت شعیب به او داد حضرت موسی درموقعیکه فصل آبستن شدن گوسفندان رسید و میخواست گوسفندان نر را در گله رها کند لباس ابلق ودورنگی را برسر چوب نصب کرد واوراآورد وسط گله آویخت وسپس گوسفندان نررا درمیان گله رهاکردوچون چشم گوسفندان دروقت آبستن کردن به انجامه بود بچه ها ئیکه گوسفندان آنسال زائیدند تمامی ابلق ودورنگ بودند.


وهمچنین مجلسی ره نقل میفرماید که درعصر حضرت دانیال که یکی ازپیامبران بوده سلطان آن عصردرحضور دانیال عرض کرد من بسیار مایل می باشم خداوند بچه بمن عنایت فرماید که از جمیع جهات بشما شبیه داشته باشد آیا راهی ازبرای حل این مشکل بنظرشما میرسد؟ فرمودند:آری موقعیکه احتمال می دهی از تو نطفه خواسته باشد دریکی از رحمهای زوجات تومنعقد گردد درآن وقت صورت مرا درنظرگیر تا اینکه مقصود خویش نائل گردی سلطان بدستور حضرت دانیال عمل کرد خداوند باوبچه عنایت کرد که هرکس اورا میدید می گفت انصافا این بچه آینه تمام قامت حضرت دانیال میباشد.


نهم:هرگاه نظرش ناگهان بزنی افتاد واورا جلب توجه نماید برگردد وباعیال خویش مجامعت کند تادفع شهوت ازاوبشود مبادا درراه باطل قدمی بردارد چنانچه دروسائل نقل ازپیغمبر اکرم (ص)شده که فرمودند:


هرگاه نظر شما برزن خوش صورتی افتد برگردد وباعیال خویش هم بستر شود بدرستیکه آنچه آن زن داشته درنزد زن خود هم خواهد یافت شخصی عرض کرد یارسول الله اگر آن شخص عیال ندارد چه کند؟ فرمودند بطرف آسمان نظرکند ومثل آن زنرا از خداوند بخواهد تااینکه خداوند به او عطا فرماید.


ونیز درنهج البلاغه ازمولای متقیان علی (ع)نقل شده که روزی اصحاب حضورامام علی (ع) نشسته بودند ودرآن اثنا زن خوش صورتی آمد وازجلوآنها عبور کرد حضرت دیدند چشمهای آن مردم عقب سرآن زن نگاه می کنند حضرت فرمودند:این مردم ازراه طمع بسوی این زن نگاه می کنند واین گونه نظرها سبب فساد میشود پس هرگاه نظرشما به زنی افتد وفریفته اوگردید باعیال خویش مجامعت نمائید زیرا عیال شما هم دارد آنچه رازنان دیگر دارند شخصی از خوارج درمجلس بود گفت خدا علی را بکشد چقدر فقیه ودانشمند است اصحاب بطرف آن خارجی حمله کردند که اورا بکشند علی (ع)فرمود اوراواگذارید زیرا مرام ما عفووبخشایش است.


دهم: عضو ازبدن عیال خودرا خواسته باشد ببوسد حتی فرج اورا اشکالی ندارد،چنانچه دروسائل از علی بن جعفرنقل شده است که گفت سوال کردم از برادرم موسی بن جعفر(ع) آیا جائزاست کسی فرج عیال خویش راببوسد فرمودند:باکی وعیبی ندارد،وهمچنین بهرعضوازبدن عیال خویش که خواسته باشد نگاه کند حتی فرج او اشکالی ندارد چنانچه دروسائل ازاسحق بن عمار نقل شده که گفت سوال کردم از حضرت امام جعفرصادق آیا جائزاست مرد برتمام بدن عیال خویش درحالیکه آن زن برهنه باشد نگاه کند ؟حضرت فرمودند:اشکالی ندارد وآیا لذتی بهتر ازآن مگرهست که کسی بر عیال برهنه خویش نگاه کند ولذت ببرد،ونیزدرحدیث دیگرازآن حضرت نقل شده که چون ازآنجناب پرسیدند:آیاجائزاستدرحال جماع مرد بر فرج عیال خویش نگاه کند؟حضرت فرمودند:نگاه کردن به فرج زن درحال جماع اشکالی ندارد ولکن ممکن است که اگردرآنحال نطفه فرزندی منعقد گردد آن طفل کور باشد.ونیزازحضرت امام جعفرصادق(ع)نقل شده که فرمودند:حضرت رسول الله فرمودند:بداست نگاه کردن بفرج زن درحال جماع زیرا ممکن است موجب کوری بچه بشودوهمچنین تکلم کردن زیاد درحال جماع بغیرازذکرخدا ممکن است سبب لال بودن اولاد گردد پس خوب بلکه لازم است پدرومادر تکلم ونگاه کردن به عورت یکدیگر درحال جماع خود داری نمایند مبادا آنکه دراثر عدم رعایت این دستورات ولذت بردن چند دقیقه سبب کوری یاگنگی ولالی یکعمربچه ایی را فراهم آوردواشکال این گونه ازاعمال اثروصعی دراولاد دارد وگرنه ازطرف شارع مقدس این دستورات داده نمیشد.


یازدهم:دربعضی ازاوقاتیکه اشاره میشود خودداری ازجماع نماید مثل اینکه دروسائل ازعبدالرحمن بن سالم نقل شده که گفت حضورمبارک امام محمد باقر(ع)مشرف شدم وعرض کردم آیا بااینکه کسی خواسته باشد با عیال حلال خویش همبستر شود دربعضی ازاوقات مذمتی شده فرمودند:آری ازمجامعت درروزیکه آفتاب می گیرد یاشبیکه قمرمنخسف میشود ودرایامیکه بادهای سخت می وزد یاشبیکه زلزله میشود ازجماع باحلال خویش دوری نمائید زیرا اگر دراین ایام نطفه اولادی منعقد گردد اثربدی دراو خواهد دیده شد که موجب پریشانی پدرمادر می گردد.


وهمچنین دروسائل ازپیغمبراکرم(ص) به حضرت امام علی (ع) فرمودند:ازمجامعت باعیال خویش دراول هرماه وسط وآخرآن اجتناب کن زیرااگر نطفه اولادی منعقد گردد بیم جنون دراومیرود آیا نمی بینی که حال مجانین دراول ووسط وآخرهرماهی سخت ترمی شود ولکن جماع درشب اول ماه رمضان بخصوصه مستحب خواهد بود.


دوازدهم:درشبیکه انسان می خواهد بسفر برود یا شبیکه ازسفرمی آید جماع کراهت دارد.


سیزدهم:آنکه درحال جماع احدی آنهارا نه بیند اگرچه بچه صغیری باشد چنانچه دروسائل ازپیغمبراکرم (ص)نقل شده که فرمودند:قسم بخدایی که جان من درید قدرت اوستا گرمردی باعیال خویش جماع کند درخانه ایکه دراوبچه بیدار باشد که آنها راببیند یاکلام آنها رابشنود یاصدای نفسهای آنها رابگوشش برسدهرگز آن بچه رستگارنخواهد گشت پس اگر بچه پسر باشد زانی واگردخترباشد زانیه خواهد گردید.


حضرت امام جعفرصادق فرمودند:سه چیزرا از کلاغ یاد بگیرید یکی مخفی بودن مجامعت آنها ودیگری صبح زود درطلب روزی پرواز کردن آنها سومی رعایت احتیاطیکه هرگاه درجائی احتمال خطردهد قدم نخواهد گذاشت،ونیزدروسائل ازسکونی نقل شده که گفت:درحضورمولاعلی (ع)براهی می رفتیم ناگاه دیدیم درکنارجاده حیوان ماده رانگاه داشته وحیوان نری براومی جهد حضرت چون چشم مبارکشان برآنها افتاد صورت برگردانیدند وفرمودند:این کار زشت می باشد وسزاواراست چنین اعمالی را بنحوی درجای خلوت انجام دهند که نه مردونه زن اورا نه بیند.


ونیز دروسائل ازحضرت امام محمد باقر نقل شده که فرمودند:عیسی بن مریم (ع) با اصحابش دستورداده بودند که هرگاه کسی درخانه خود می نشیند پرده اطاق خودرابیفکند زیرا خداوند چنانچه روزیرا درما بندگان خود تقسیم کرده حیارا هم بین آنها تقسیم نموده است.


چهاردهم:آنکه روبه قبله وپشت قبله درحالیکه عریان باشد مجامعت نکند زیراکراهت شدید داردچنانچه دروسائل حدیثی با این مضمون ازحضرت امام جعفرصادق نقل شده است.


پانزدهم:آنکه هرگاه کسی محتلم وشیطانی گشت پیش ازغسل کردن کراهت دارد مجامعت نمایدوازپیغمبراکرم(ص)نقل شده که فرمودند:هرگاه کسی بعد از احتلام وپیش ازغسل کردن مجامعت نماید ونطفه اولادی منعقد گردد وآن بچه مبتلا بجنون گردد ملامت نکند مگرخویش راولکن این کراهت فقط ازبرای جنابت ازاحتلام است والااگرکسی بمجامعت خودرا جنب نمایدوبازخواسته باشد دفعه دیگر مجامعت نماید کراهت واشکالی ندارد.


شانزدهم:آنکه هریک ازمردوزن دستمال علی حده داشته باشند که پس از مجامعت خود را با آن پاک کنند زیرا اگرهردوخودررابایک دستمال پاک نمایند ازپیغمبراکرم (ص)نقل شده که فرمودند:این عمل باعث عداوت دربین مردوزن می شود وبسا آنکه منجربطلاق وفراق خواهد گردید


هفدهم:آنکه طرف عصرونزدیک بغروب مجامعت نکند زیرا اگر درآن حال نطفه فرزندی منعقد گردد آن طفل ممکن است احول باشد وشخص احول هرچیز را دوتا می بیند وصورت او زشت دیده می شودوبعلاوه درحدیث نقل شده است که شیطان ازشخص احول خوشش می آید وبدیدن او خشنود می گردد


هیجدهم:آنکه دروسط آفتاب مجامعت نکند بدون آنکه چیزی بروی خود افکند زیرا اگر نطفه اولادی منعقد گردد آن بچه درعسرت وفقر زندگی خواهد نمود.


نوزدهم:آنکه با عیال آبستن خود بدون وضو مجامعت نکند والاآن فرزند قلبش از نور حق خالی بشودوبسیارنظرتنگ وبخیل خواهد گردید.


بیستم:درپشت بامیکه که حاجب ومانعی نداردمجامعت نکند والااگرنطفه منعقد گردد آن طفل ریاکارومنافق خواهد بود.


بیست ودوم :آنکه درزیردرخت میوه دار مجامعت نکند والا اگرنطفه منعقد شودآن طفل ریاکار ومنافق خواهد بود.


بیست و سوم:آنکه دربین اذان واقامه مجامعت نکند والااگرنطفه منعقد گردد آن بچه بسیار حریص بریختن خون ناحق گردد.


بیست وچهارم:آنکه درشب عید قربان مجامعت نکند والااگر نطفه منعقد گردد آن بچه بایک انگشت زیاد یا یک انگشت کم دارد.


بیست وپنجم:آنکه ایستاده مجامعت نکند والاآن بچه دررخت خواب خود بول کند.


بیست وششم:آنکه بعد از مجامعت وخروج منی بول کند تا اینکه مجرا ازمنی شسته شود والاموجب سنگ مثانه وحبس بول می شود.


مولف:گوید اینها بعضی از دستوراتی بود که ازطرف شارع مقدس بمارسیده است ومراعات آن درسعادت اولاد بسیارموثر است وبرخلاف آنچه نقل شد که دراین گونه مواردعمل زناشوئی کراهت دارد دربعضی از موارد نیزبخصوصه امرزناشوئی مستحب ودستور داده شده چنانچه درلالی الاخبار مذکور است که پیغمبر اکرم (ص) به امام علی (ع) فرمودند:هرکس درشب یاروزجمعه باحلال خویش مجامعت نمایدوازآنهانطفه اولادی منعقد شود آن طفل مبلغ شهیر وخطیب زبردستی میگردد واگر درشب وروز پنج شنبه مجامعت نماید ونطفه منعقد گردد آن طفل عالم باتقوا خواهد گشت واگردرشب وروز سه شنبه مجامعت کند ونطفه منعقد گردد ان طفل سخی الطبع ونظربلند ورحیم دل خواهد بود واگر درشب روز دوشنبه مجامعت کند نطفه منعقد گردد آن طفل حافظ کل قرآن خواهد بود وبمقدرات حضرت سبحان راضی میشود.


 


 


درپناه حق


زیرسایه حضرت ولی عصر(عج)باشید


خدانگه دار تا به هنگام درآوری بعدی........


 


 


 


 


 


 


 


 


 


 


 


 


 


 


 


 


 


 


 


 


 


 


 


 


 
 
 
 

موضوعات وبلاگ

 

درباره خودم


*ازدواج سنت رسول الله است*

110[3]
من جوانی هستم هم مانند شما همین قدر زورم رسید خدمتی به جوانان بکنم نه سرمایه ایی دارم ونه قدرتی شعار هم نمی دم امیدوارم بخوانید و بکار ببندید
 

حضور و غیاب

 

اشتراک